حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

104

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

عبد اللّه مدّت حيوة خود در آن مسجد نماز مىكزارد . و جون عبد اللّه وفات يافت ، آن بستان و سراى را از مسجد جذا كردند . و كويند كه : آن سرا مشهور و معروف بود به مردى ، كه او را ثبخين « 1 » لقب نهاده بودند . بعد از آن جون « 2 » حمزهء بن اليسع أشعرى قم را كوره كردانيد بانفراد « 3 » ، و از اصفاهان جدا كرد ، و منبر درين مسجد بنهاد « 4 » ، در سنه تسع و ثمانين [ و مائه ] « 5 » هجريّة » .

--> رو به نظر مىرسد طبيعىترين جايگاه براى انتساب آن به مسجد جامع عتيق ، همانا محدوده‌ها و فضاهاى پيرامون بقعه چهار امام‌زاده در سمت راست رودخانه مىتواند باشد . ( 1 ) . كذا در اصل و در ديگر نسخه‌هاى تاريخ قم ، كه معناى معقولى براى آن نمىتوان تصور كرد ، گر چه احتمال مىرود تصحيف ( ثخين ) بوده باشد ، كه به معناى مرد چاق و تنومند ، و يا شجاع مرد افكن است . ( 2 ) . كلمه ( چون ) در اين جمله ظاهرا زيادى است ، و موجبى براى استعمال آن ديده نمىشود . ( 3 ) . يعنى قم را كه پيشتر يكى از توابع شهر اصفهان بود ، ( باصطلاح امروز شهرستان ) مستقل نمود . ( 4 ) . يكى از لوازم ادارى شهر شدن در آن دوران بناى مسجد جامع است ، كه در آن امام جمعة يا حاكم منصوب از طرف خليفه يا والى نماز جمعة و عيد را برپا مىداشت ، و طبيعى است كه لازمه اين دو فريضه مذهبى همانا وجود منبرى است كه بر آن خطبهء جمعة و عيد و يا فرامين و احكام خوانده شود ، از اين رو نصب منبر در مسجد رمز و نشان شهرشدن بشمار مىرفته است ، در « طبقات الشافعيه : ج 1 / 328 » آمده است : « قال الاستاذ أبو منصور : نحو مأة منبر - يعنى مأة مدينة - فى بلاد أذربيجان و ماوراءها يختصّ بالشافعيه » . و با توجه به نوشته تاريخ قم سال 189 هجرى مبدأ شهرشدن قم و رسميت يافتن آن است ، كه به همت حمزة بن يسع ابن عبد اللّه اشعرى ، كه از اميران با نفوذ و صاحب نام و دوستدار عباسيان بود انجام پذيرفت ، و خود او نيز از سوى خليفه عباسى هارون الرشيد به عنوان نخستين حاكم شهر قم منصوب گرديد ، و به دو براى تاسيس تشكيلات ادارى - بويژه ديوان خراج و اندازه‌گيرى حدود اراضى و مزارع و ممتلكات قميّان و تعيين ميزان خراج آنها - اختيار تام داده شد . ( 5 ) . سال 189 هجرى .